چگونه حداقل دستمزد بر تغذیه مصرف کننده تأثیر می گذارد


ناامنی غذایی، یا فقدان توانایی به دست آوردن غذای سالم یا کافی، یک نگرانی عمده در بسیاری از جامعه است. این امر با پیامدهای منفی بسیاری برای افراد از جمله سلامت جسمی و روانی ضعیف مرتبط است. تحقیقات گذشته در مورد ناامنی غذایی نشان داده است که کمبود منابع مالی باعث افزایش امنیت غذایی می شود. با این حال، افزایش منابع مالی ممکن است باعث شود خانوارها پول بیشتری را برای غذا صرف کنند و تنوع بیشتری از غذاها را خریداری کنند. بنابراین، دکتر مایک پالازولو و دکتر آدیتیا پاتابهیرامایا با مطالعه اینکه چگونه تغییر در حداقل دستمزد بر کیفیت و کمیت مصرف غذا برای یک خانوار معین تأثیر می‌گذارد، این پدیده را بررسی می‌کنند.

این مطالعه خانوارها را در یک دوره ده ساله بررسی می‌کند و از تحلیل اقتصادسنجی برای بررسی اینکه چگونه افزایش حداقل دستمزد باعث تغییر مصرف غذای خانوار می‌شود، استفاده می‌کند. نویسندگان دریافته‌اند که برای خانوارهایی که کمترین مقدار غذا را مصرف می‌کنند، افزایش حداقل دستمزد، تمایل خانواده‌ها به خرید کالری بیشتر را افزایش می‌دهد. با این حال، آنها همچنین نتایج جالبی در رابطه با جنبه های تغذیه ای مواد غذایی خریداری شده پیدا کردند: زمانی که حداقل دستمزد افزایش یافت، ناسالم ترین خانواده ها کالری های سالم بیشتری خریداری کردند، اما خانواده های سالم تر کالری های ناسالم بیشتری را انتخاب کردند. علاوه بر این، نتایج نشان می‌دهد که وقتی حداقل دستمزد افزایش می‌یابد، خانوارها اقلام جدید بیشتری خریداری می‌کنند، به طوری که از هر سه اقلام خریداری‌شده، یکی اقلامی است که برای اولین بار خریداری کرده‌اند.

وقتی حداقل دستمزد افزایش یافت، ناسالم‌ترین خانوارها کالری‌های سالم بیشتری خریداری کردند، اما خانواده‌های سالم‌تر کالری‌های ناسالم بیشتری را انتخاب کردند.

ما توانستیم چندین سوال از این نویسندگان بپرسیم که با مهربانی اطلاعات جالبی در مورد این مقاله ارائه کردند.

س: این مطالعه حاوی نتایج رفتاری مربوط به عوامل متعددی از جمله دریافت کالری کلی، مصرف غذاهای سالم و تعداد موارد در انتخاب رژیم غذایی است. جالب ترین یافته برای شما در این تحقیق چه بود و چرا شما را شگفت زده کرد؟

پاسخ: زمانی که این کار را شروع کردیم، تصور می‌کردیم که تأثیر بیشتری بر غذاهای سالم خواهیم داشت. شاید نادیده گرفتن تمایل فرد به خوش بینی در حین انجام تحقیق دشوار باشد. بسیاری از کارها در مورد ناامنی غذایی نشان می دهد که تغذیه سالم به دلیل کمبود بودجه مهار می شود، اما ما دریافتیم: (1) هیچ تغییری در تغذیه سالم با کاهش بودجه در طول ماه، و (2) اثر بسیار محدودتر حداقل دستمزد برای تغذیه سالم از آنچه پیش‌بینی می‌کردیم (و برای برخی خانوارها تأثیر منفی داشت). در نگاهی به گذشته، این تا حد زیادی با ادبیات مطابقت دارد زیرا نشان داده است تغییر آنچه مردم می خورند بسیار سخت است. با این حال، جالب توجه است که این با آنچه خانوارهای ناامن غذایی در مورد رفتار خود هنگام پاسخ به نظرسنجی ها به ما می گویند، ناسازگار بود.

س: این مطالعه دارای پیامدهای سیاست عمومی قوی است که به طور فزاینده ای در ادبیات بازاریابی دانشگاهی رایج شده است. فرآیند توسعه ایده با نوشتن یک مقاله بازاریابی “سنتی” چه تفاوتی داشت؟

پاسخ: ما مطمئن نیستیم که همه چیز آنقدر متفاوت بوده باشد، فراتر از سوال اولیه در مورد علاقه که سیاست خم شده باشد. تحقیقات قبلی استدلال کرده بود که وقتی حداقل دستمزدها دستمزدهای بالاتری را تجربه می کنند، احتمالاً آنها را برای کالاهای بادوام (ماشین، تلویزیون و غیره) خرج می کنند. از سوی دیگر، در زمانی که ما نوشتن مقاله را شروع کردیم، سیاستگذاران در واشنگتن شروع به اشاره به حداقل دستمزدها در آمریکا به عنوان «دستمزد گرسنگی» کرده بودند، اگرچه تحقیقات تجربی زیادی برای بررسی میزان دستمزدهای بالاتر وجود نداشت. کاهش امنیت غذایی این انگیزه تمرکز ما را روی این موضوع ایجاد کرد. اما هنگامی که بدانید به کدام سوال پاسخ می دهید، روند پس از آن تا حد زیادی یکسان می ماند.

پرسش: این مطالعه نشان می‌دهد که افزایش حداقل دستمزد خانوارهای ناسالم را به مصرف گزینه‌های سالم تر وادار می‌کند، اما سالم‌ترین خانوارها با مصرف گزینه‌های سالم کمتر پاسخ می‌دهند. آیا به نظر شما سیاست مرتبطی برای افزایش حداقل دستمزد و در عین حال جلوگیری از کاهش غذاهای سالم برای خانوارهایی که از قبل سالم‌تر بودند وجود دارد؟

پاسخ: هیچ چیز مستقیماً به ذهن نمی رسد، اما امیدواری برای محدود کردن هرگونه زیاده روی ممکن است آرزویی باشد. با این حال، در مجموع، یافته‌های ما مانند یک پیروزی برای رفاه مصرف‌کننده به نظر می‌رسد. شما می توانید آن را تقریباً مانند نابرابری درآمد در نظر بگیرید. اگر بتوانید 1000 دلار از شخصی که 1 میلیون دلار درآمد دارد به شخصی که 20 هزار دلار درآمد دارد انتقال دهید، احتمالاً یک برد است. شخص اول 1000 دلار را از دست نخواهد داد، اما ممکن است به پیشرفت های بزرگی در زندگی دومی منجر شود. اگرچه حتی در مجموعه داده‌های ما، «سالم‌ترین» افراد هنوز لزوماً آنطور که USDA یا سایر آژانس‌ها توصیه می‌کنند، غذای سالمی نمی‌خورند.

س: از آنجایی که افزایش هزینه های زندگی به دلیل افزایش تورم به سرعت شروع به افزایش کرده است، این موضوع چگونه بر یافته های این مطالعه تأثیر می گذارد؟

پاسخ: در واقع چنین بوده است و تحلیل های ما توجه ویژه ای به حسابداری دقیق تغییرات هزینه زندگی در سطح محلی دارد. به طور کلی، حداقل دستمزد «واقعی» به طور موثر در حال کاهش است، بنابراین بدون شک توانایی خانوارهای حداقل دستمزد برای خرید غذا (و غذای سالم) رو به کاهش است.

س: به نظر شما افزایش حداقل دستمزد می تواند منجر به عوارض جانبی منفی دیگری مانند افزایش قیمت توسط خرده فروشان یا مصرف سایر محصولات شود؟

پاسخ: برخی تحقیقات نشان داده است که چنین است: افزایش 10 درصدی حداقل دستمزد منجر به افزایش بین 0.4 درصد (Leung 2021) و 0.8 درصد (رنکین و همکاران 2020) در قیمت‌های فروشگاه‌های مواد غذایی می‌شود. ما از تحقیقاتی که نشان دهنده سایر اثرات منفی خارجی حداقل دستمزد در خرید محصول باشد، اطلاعی نداریم.

س: آیا به غیر از تغییر حداقل دستمزد، سیاست دیگری وجود دارد که به نظر شما ممکن است مصرف غذاهای سالم را افزایش دهد؟

پاسخ: برداشت ما از عمده ادبیات قبلی که به آن اشاره می کنیم این است که محدود کردن یا جلوگیری از خوردن ناسالم ممکن است موثرتر از تشویق یا پرداخت یارانه به غذای سالم باشد. تلاش‌ها برای افزایش آگاهی از مزایای تغذیه‌ای (از طریق کمپین‌های اطلاعاتی و برچسب‌گذاری محصول) نیز موفقیت محدودی دارند. اگرچه ممکن است تشویق خانوارها برای انتخاب مواد غذایی مغذی‌تر سخت به نظر برسد، اما قطعاً این یک منطقه امیدوارکننده و فعال برای تحقیقات بیشتر است.

منابع:

لئونگ، جاستین اچ. (2021)، “حداقل دستمزد و نابرابری دستمزد واقعی: شواهدی از قیمت‌های عبوری به خرده‌فروشی،” بررسی اقتصاد و آمار، 103 (4)، 754-69.

رنکین، توبیاس، کلر مونتیالو و مایکل سیگنتالر (2020)، «گذر از حداقل دستمزدها به قیمت‌های خرده‌فروشی ایالات متحده: شواهدی از داده‌های اسکنر سوپرمارکت،» بررسی اقتصاد و آمار، 1-99.

مقاله کامل را بخوانید:

پالازولو، مایک و آدیتیا پاتابهیرامیا (2021)، “حداقل دستمزد و تغذیه مصرف کننده،” مجله تحقیقات بازاریابی، 58 (5)، 845-69. DOI: 10.1177/00222437211023475

براندون هول کاندیدای دکترا در دانشگاه ایالتی میشیگان، ایالات متحده آمریکا است.

مایکل وو کاندیدای دکترا در دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا است.



منبع